** دروغگویی و علل آن در کودکان **
ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی
بعضی از والدین
رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک میزنند
در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان میکنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه
و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانوادهها
علاوه بر اینکه نمیتوانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در
تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث میشوند که ترس کودک به تدریج ریخته و
کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد .
یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس
کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از
ترس و اجبار فرامین والدین را میپذیرد و در این فرمانپذیری هیچگونه علایق عاطفی
از خود بروز نمیدهد پایههای اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین
، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته
رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایینتر
انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از
فرزندشان میخواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در
دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود .
کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کمکم
از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس میکند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل
به دروغ میگردد زیرا احساس میکند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش
خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی
عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در
این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد .
بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ
میشوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمیگیرند، هر
کاری میکنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که
آنان چه کاری میکنند و چه میگویند و چه میخواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاریهای
شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار
نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخلهای نکرده باشند و یه به
خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند .
بالاخره خیال میکند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین
یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و
اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری میگویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین
میشود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت میدهد که از خود قهرمانی بسازد تا
بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای
خطرناکی میزند که با جثه و سن و سالش جور درنمیآید .
آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه
والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را
محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بیموقع هم باشد گوش فرا دهیم
کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام میدهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم.
مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به
مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.
به وبلاگ دبستان غیردولتی مشعل دانش خوش آمدید .